تبليغاتX
قلبی عاشق اشک و عشقش

بنام خالق عشق

* *بجای اینکه به تاریکی زندگی ات لعنت بفرستی چراغی روشن کن** * ** بجای نالون بودن از سنگینی بار زندگی شانه هایت را بزرگتر کن** * **بعضی ها عیب های خود را با دوربین وعیب های دیگران را با ذربین می بینند** * ** در گناهان پاک بودن مشکل است بین دریا خاک بودن مشکل است ***** زندگی نیمی از آن سرنوشت است و نیمی دیگر آن درگذشت *****

  *عشق من اشک و عشقم* 

 سلام                                                                                        سلام  

 

 

 

سلام این یه روایت هستش 

 

 پسره باباش خوب بود

 

باباهه مرده ورفیق بد بهش خورده و شیطون گولش زده

 

 یه مقدار شراب خورده

 

یه هو دید امام صادق داره میاد

 

روش رو برگردوند رو به دیوار و شروع کرد لباسش رو  ور رفتن

 

( تو مستسی امامش رو شناخت)

 

یه هو حضرت اومد آروم زد رو شونش گفت:

 

تو هر حالی هستی روت رو از ما برنگردون

 

تو بابات آدم خوبی بوده

 

انقده اینها مهربون هستن  که خدا می دونه

 

خدانگهداار

 

 

 

 

چون هستی من ز هستی اوست

 تا هستم و هست دارمش دوست

    خدانگهدااار                                                                   خدانگهدااار 

 

** گفتم که پیر می شوم و توبه می کنم هفتاد سال گذشت وعده ی هشتاد می کنم ***** دروغ مثل گلوله ی برفی است که هرچه آن را بغلتانی بزرگتر می شود*****همان طوری که در لحظه ی شادی از خدا نمی پرسی خدایا چرا من ؟ پس در لحظه ی غم و مصیبت هم نباید پرسید خدایا چرا من ؟ ***** خداوند متعال می بیند می پوشاند اما همسایه نمی بیند و می خروشد ***** بهترین انتقام فراموشی و بخشش است *****

*از گناه فاصله بگیریم*

*شیطان داره با ما عکس یادگاری می گیره*

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 6:57 بعد از ظهر  توسط قلبی به شکل اشک | 

بنام خالق عشق

* *بجای اینکه به تاریکی زندگی ات لعنت بفرستی چراغی روشن کن** * ** بجای نالون بودن از سنگینی بار زندگی شانه هایت را بزرگتر کن** * **بعضی ها عیب های خود را با دوربین وعیب های دیگران را با ذربین می بینند** * ** در گناهان پاک بودن مشکل است بین دریا خاک بودن مشکل است ***** زندگی نیمی از آن سرنوشت است و نیمی دیگر آن درگذشت *****

  *عشق من اشک و عشقم* 

 سلام                                                                                        سلام  

 

 

يک شبی با ياد تو بدرود خواهم گفت و رفت

خاطراتت را به جوی آب خواهم گفت و رفت

در فرار شعرهايم يک شبی خواهم نشست

آخرين اشعار خود را بر تو خواهم گفت و رفت

با خيالت بر ديار قصه ها رفتم ولی

قبل رفتن قصه ام را با تو خواهم گفت و رفت

من نتانستم بگويم عاشق چشمان پر مهر توام

يک شبی در خواب تو اين جمله خواهم گفت و رفت

شعله های عشق من هر دم زبانه می کشد از هجر تو

بر دل ديوانه ام خاموش خواهم گفت و رفت

 

 

 

 

چون هستی من ز هستی اوست

 تا هستم و هست دارمش دوست

    خدانگهدااار                                                                   خدانگهدااار 

 

** گفتم که پیر می شوم و توبه می کنم هفتاد سال گذشت وعده ی هشتاد می کنم ***** دروغ مثل گلوله ی برفی است که هرچه آن را بغلتانی بزرگتر می شود*****همان طوری که در لحظه ی شادی از خدا نمی پرسی خدایا چرا من ؟ پس در لحظه ی غم و مصیبت هم نباید پرسید خدایا چرا من ؟ ***** خداوند متعال می بیند می پوشاند اما همسایه نمی بیند و می خروشد ***** بهترین انتقام فراموشی و بخشش است *****

*از گناه فاصله بگیریم*

*شیطان داره با ما عکس یادگاری می گیره*

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 6:55 بعد از ظهر  توسط قلبی به شکل اشک | 

بنام خالق عشق

* *بجای اینکه به تاریکی زندگی ات لعنت بفرستی چراغی روشن کن** * ** بجای نالون بودن از سنگینی بار زندگی شانه هایت را بزرگتر کن** * **بعضی ها عیب های خود را با دوربین وعیب های دیگران را با ذربین می بینند** * ** در گناهان پاک بودن مشکل است بین دریا خاک بودن مشکل است ***** زندگی نیمی از آن سرنوشت است و نیمی دیگر آن درگذشت *****

  *عشق من اشک و عشقم* 

 سلام                                                                                        سلام  

 

 

سلام دوستان

 

این هم روضه ی بعدی

 

که در مورد

 

حضرت زهرا (س)

 

هستش

 

خیلی هم قشنگه

 

حجمش هم ۶۰۰

 

کیلو بایت

 

هستش

 

 

 

روضه ی 4

 

 

چون هستی من ز هستی اوست

 تا هستم و هست دارمش دوست

    خدانگهدااار                                                                   خدانگهدااار 

 

** گفتم که پیر می شوم و توبه می کنم هفتاد سال گذشت وعده ی هشتاد می کنم ***** دروغ مثل گلوله ی برفی است که هرچه آن را بغلتانی بزرگتر می شود*****همان طوری که در لحظه ی شادی از خدا نمی پرسی خدایا چرا من ؟ پس در لحظه ی غم و مصیبت هم نباید پرسید خدایا چرا من ؟ ***** خداوند متعال می بیند می پوشاند اما همسایه نمی بیند و می خروشد ***** بهترین انتقام فراموشی و بخشش است *****

*از گناه فاصله بگیریم*

*شیطان داره با ما عکس یادگاری می گیره*

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 6:37 بعد از ظهر  توسط قلبی به شکل اشک | 

بنام خالق عشق

* *بجای اینکه به تاریکی زندگی ات لعنت بفرستی چراغی روشن کن** * ** بجای نالون بودن از سنگینی بار زندگی شانه هایت را بزرگتر کن** * **بعضی ها عیب های خود را با دوربین وعیب های دیگران را با ذربین می بینند** * ** در گناهان پاک بودن مشکل است بین دریا خاک بودن مشکل است ***** زندگی نیمی از آن سرنوشت است و نیمی دیگر آن درگذشت *****

  *عشق من اشک و عشقم* 

 سلام                                                                                        سلام  

 

 

 

ای پادشاه خوبان داد از غم تنهایی

 

دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی

 

مشتاقی و مهجوری

 

دور از تو چنانم کر

 

ای درد تو هم درمان در بستر بیماری

 

ای یاد تو هم مونس در گوشه ی تنهایی

 

در دایره قسمت ما نقطه ی پرگاریم

 د

لطف آن که تو اندیشی

 

حکم آن که تو فرمایی

 

 نازنین من شب هجران شد

 

بوی خوش فصل آمد

 

شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی

 

 

چون هستی من ز هستی اوست

 تا هستم و هست دارمش دوست

    خدانگهدااار                                                                   خدانگهدااار 

 

** گفتم که پیر می شوم و توبه می کنم هفتاد سال گذشت وعده ی هشتاد می کنم ***** دروغ مثل گلوله ی برفی است که هرچه آن را بغلتانی بزرگتر می شود*****همان طوری که در لحظه ی شادی از خدا نمی پرسی خدایا چرا من ؟ پس در لحظه ی غم و مصیبت هم نباید پرسید خدایا چرا من ؟ ***** خداوند متعال می بیند می پوشاند اما همسایه نمی بیند و می خروشد ***** بهترین انتقام فراموشی و بخشش است *****

*از گناه فاصله بگیریم*

*شیطان داره با ما عکس یادگاری می گیره*

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 6:27 بعد از ظهر  توسط قلبی به شکل اشک | 

بنام خالق عشق

* *بجای اینکه به تاریکی زندگی ات لعنت بفرستی چراغی روشن کن** * ** بجای نالون بودن از سنگینی بار زندگی شانه هایت را بزرگتر کن** * **بعضی ها عیب های خود را با دوربین وعیب های دیگران را با ذربین می بینند** * ** در گناهان پاک بودن مشکل است بین دریا خاک بودن مشکل است ***** زندگی نیمی از آن سرنوشت است و نیمی دیگر آن درگذشت *****

  *عشق من اشک و عشقم* 

 سلام                                                                                        سلام  

 

 

 

 

از اون بهار تا این بهار هزار و یک خزون بود

 

چه خوب  می شد که روزگار همیشه  مهربون بود

 

هی صبر و هی تحمل

 

کلاغ می خوند می گفتیم یه روز می خونه بلبل

 

تو باغچه خار در اومد گفتیم

 

اینم قشنگه

 

کمی نداره از گل

 

هی روزها سر میومد

 

هی شب می شد دوباره ستاره در میومد

 

هرکی میومد دو روزی می موند

 

هر کی می رسید یه چیزی می خوند

 

از اون بهار تا این بهار هزار و یک خزون بود.................

 

 

 

 

چون هستی من ز هستی اوست

 تا هستم و هست دارمش دوست

    خدانگهدااار                                                                   خدانگهدااار 

 

** گفتم که پیر می شوم و توبه می کنم هفتاد سال گذشت وعده ی هشتاد می کنم ***** دروغ مثل گلوله ی برفی است که هرچه آن را بغلتانی بزرگتر می شود*****همان طوری که در لحظه ی شادی از خدا نمی پرسی خدایا چرا من ؟ پس در لحظه ی غم و مصیبت هم نباید پرسید خدایا چرا من ؟ ***** خداوند متعال می بیند می پوشاند اما همسایه نمی بیند و می خروشد ***** بهترین انتقام فراموشی و بخشش است *****

*از گناه فاصله بگیریم*

*شیطان داره با ما عکس یادگاری می گیره*

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 6:25 بعد از ظهر  توسط قلبی به شکل اشک | 

بنام خالق عشق

* *بجای اینکه به تاریکی زندگی ات لعنت بفرستی چراغی روشن کن** * ** بجای نالون بودن از سنگینی بار زندگی شانه هایت را بزرگتر کن** * **بعضی ها عیب های خود را با دوربین وعیب های دیگران را با ذربین می بینند** * ** در گناهان پاک بودن مشکل است بین دریا خاک بودن مشکل است ***** زندگی نیمی از آن سرنوشت است و نیمی دیگر آن درگذشت *****

  *عشق من اشک و عشقم* 

 سلام                                                                                        سلام  

 

 

 

 

غبار کهنه زمان را  پس مي زنم

آهسته تا اوج خاطره پرواز مي کنم

شايد در لا به لای روزها ، ماهها و سالها

گمشده ام را پيدا کنم

امشب سکوت هم مرهم نيست

باز از زخم کهنه ام خون مي چکد

باز قلبم ترانه ای آشنا مي خواند

باز چشمم در حسرت نگاهی مي سوزد

در فراغ گرمی دستانت مي گريم

 

 

چون هستی من ز هستی اوست

 تا هستم و هست دارمش دوست

    خدانگهدااار                                                                   خدانگهدااار 

 

** گفتم که پیر می شوم و توبه می کنم هفتاد سال گذشت وعده ی هشتاد می کنم ***** دروغ مثل گلوله ی برفی است که هرچه آن را بغلتانی بزرگتر می شود*****همان طوری که در لحظه ی شادی از خدا نمی پرسی خدایا چرا من ؟ پس در لحظه ی غم و مصیبت هم نباید پرسید خدایا چرا من ؟ ***** خداوند متعال می بیند می پوشاند اما همسایه نمی بیند و می خروشد ***** بهترین انتقام فراموشی و بخشش است *****

*از گناه فاصله بگیریم*

*شیطان داره با ما عکس یادگاری می گیره*

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 6:24 بعد از ظهر  توسط قلبی به شکل اشک | 

بنام خالق عشق

* *بجای اینکه به تاریکی زندگی ات لعنت بفرستی چراغی روشن کن** * ** بجای نالون بودن از سنگینی بار زندگی شانه هایت را بزرگتر کن** * **بعضی ها عیب های خود را با دوربین وعیب های دیگران را با ذربین می بینند** * ** در گناهان پاک بودن مشکل است بین دریا خاک بودن مشکل است ***** زندگی نیمی از آن سرنوشت است و نیمی دیگر آن درگذشت *****

  *عشق من اشک و عشقم* 

 سلام                                                                                        سلام  

 

 

 

از ديشب من و تو با هم بوديم

باز در رويايی  دست در دستِ هم

کوچه باغ ها را سبکبال می گشتيم

باز بر شانه من نغمه عشق و وفا مي خواندی

و در آن خلوت رويايی

چه بی پروا در آغوشم تن رها مي کردی

چشم در چشم

دست در دست

عهدها می بستيم . . .

چه رويايی بود

کاش جز در عالم خيال:

من و تو با هم بوديم

کاش دست در دست هم هفت شهر عشق را

يک به يک می گشتيم

کاش، سر بر سينه من نغمه عشق و وفا مي خواندی

کاش چشم در چشم من

« دوستت دارم »

را به زبان مي گفتی

کاش . . .

 

 

 

چون هستی من ز هستی اوست

 تا هستم و هست دارمش دوست

    خدانگهدااار                                                                   خدانگهدااار 

 

** گفتم که پیر می شوم و توبه می کنم هفتاد سال گذشت وعده ی هشتاد می کنم ***** دروغ مثل گلوله ی برفی است که هرچه آن را بغلتانی بزرگتر می شود*****همان طوری که در لحظه ی شادی از خدا نمی پرسی خدایا چرا من ؟ پس در لحظه ی غم و مصیبت هم نباید پرسید خدایا چرا من ؟ ***** خداوند متعال می بیند می پوشاند اما همسایه نمی بیند و می خروشد ***** بهترین انتقام فراموشی و بخشش است *****

*از گناه فاصله بگیریم*

*شیطان داره با ما عکس یادگاری می گیره*

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 6:20 بعد از ظهر  توسط قلبی به شکل اشک | 

بنام خالق عشق

* *بجای اینکه به تاریکی زندگی ات لعنت بفرستی چراغی روشن کن** * ** بجای نالون بودن از سنگینی بار زندگی شانه هایت را بزرگتر کن** * **بعضی ها عیب های خود را با دوربین وعیب های دیگران را با ذربین می بینند** * ** در گناهان پاک بودن مشکل است بین دریا خاک بودن مشکل است ***** زندگی نیمی از آن سرنوشت است و نیمی دیگر آن درگذشت *****

  *عشق من اشک و عشقم* 

 سلام                                                                                        سلام  

 

 

سفر

يعنی: رفتن

دل کندن٬ تنها شدن

چمدانی پر از دلتنگی به همراه داشتن

يعنی:

چهرهای مسخ شده از غم

با لبخندی دروغين هنگام رفتن سفر

نمايش حجم دوستی و دلبستگی

با ديدگانی خيس

پس از گفتن‌ِ

« خداحافظ»

سفر يعنی

لمس حجم تنهايی در اضلاع غربت . . .

 

 

 

 

چون هستی من ز هستی اوست

 تا هستم و هست دارمش دوست

    خدانگهدااار                                                                   خدانگهدااار 

 

** گفتم که پیر می شوم و توبه می کنم هفتاد سال گذشت وعده ی هشتاد می کنم ***** دروغ مثل گلوله ی برفی است که هرچه آن را بغلتانی بزرگتر می شود*****همان طوری که در لحظه ی شادی از خدا نمی پرسی خدایا چرا من ؟ پس در لحظه ی غم و مصیبت هم نباید پرسید خدایا چرا من ؟ ***** خداوند متعال می بیند می پوشاند اما همسایه نمی بیند و می خروشد ***** بهترین انتقام فراموشی و بخشش است *****

*از گناه فاصله بگیریم*

*شیطان داره با ما عکس یادگاری می گیره*

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 6:19 بعد از ظهر  توسط قلبی به شکل اشک | 

بنام خالق عشق

* *بجای اینکه به تاریکی زندگی ات لعنت بفرستی چراغی روشن کن** * ** بجای نالون بودن از سنگینی بار زندگی شانه هایت را بزرگتر کن** * **بعضی ها عیب های خود را با دوربین وعیب های دیگران را با ذربین می بینند** * ** در گناهان پاک بودن مشکل است بین دریا خاک بودن مشکل است ***** زندگی نیمی از آن سرنوشت است و نیمی دیگر آن درگذشت *****